عشق

یا تــو زیباتر شـدی یا چشام بارونیه

ایـن قفس بازه ولـی قلــــب من زندونیه

من پشیمون میکنــــم جـــــــاده رو از رفتنت

تـــــــو نباشی میپره عــــــــطـــــرتم از پیرهنت

مــــیخوام آروم شــــم تــــــــــــو نمیزاری

هـــــــردو بیرحـــمن عـــشق و بیــزاری

هــــــــــــمه دنیامو زیــــرو رو کـــــردم

تورو شاید دیـــــــــر آرزو کــــــــــــــــردم

قـدم های آخـــــــــــــــــــــــ ــرو آهسته تر بردار

واسه من کابـــــــــــــــــوس فکر آخرین دیدار

بغض ایــــــــــــــن آهنگ ها رو تا کجا ها برد

شایـــــد هم تقدیرمو امشب به رحــــم آورد

به تـــــــــــــــــــــلاف ی اون همه تلخی

گله هاتم طعم عســــــــــــل شد

غـــــــم معصومانه چشمات

به تبسم تازه بدل شد

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 19:49 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


هنوز انسانیم ...

كاش می شد كه كسی می آمد 
باور تیره ما را می شست
و به ما می فهماند: 
دل ما منزل تاریکی نیست 
اخم بر چهره بسی نازیباست
بهترین وقت همان لبخند است 
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم
تا فراموش نگردد 
که هنوز انسانیم ...

[ چهارشنبه دهم مهر 1392 ] [ 19:45 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


من زنم

من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو
میدانی ؟ درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی
دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم
هر بار که آزادیم را محدود می کنی.می گویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است.
نسل تو هم که اصلا مسئول خرابی هایش نبود

[ جمعه پنجم مهر 1392 ] [ 19:44 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


اینجا ایــــراטּ است !

اینجا ایــــراטּ است !


کشورےکه بعضے مرב هایش


جورے نگاه به انـבامت و پاهایت میکننـב...


که از زندگے خسته میشوے!


همیشه هـمِ هماטּ پسرے که میگویـב به فکر تنت نیست


بیشتر בنبال رنگ لباس زیرت میگردב!


آرے اینجا ایراטּ است 100% اسلامے


همان جایست که בر تاکسے


پیرمرב آرامِ پشت בستش را به پاهایت میکشـב


هماטּ بهشتے که روی خط عابر پیاבه


بخواهے عرض خیاباטּ را طے کنے


کلکسیونےبه عشق تنت ترمز میزننـد


هماטּ جایے که בر בانشگاه استاבهایش


برایت تیک میزننـב 20 را میـבهنـב


به شرطے که اهل شیطنت باشے


حرف زیاב است مـטּ فرصت نوشتن בارمِ


ولے شانـﮧ های تو בیگر کشش این سنگینے


غـمِ ها را نـבارב , آن روے سکه بوב که میخواستے ! 


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه دوم مهر 1392 ] [ 19:44 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


خبري از عشق نيست....



جواب ان همه محبتهايم را خوب دادي محبوبم


ميدانم كه روزي فانوس به دست به دنبال


ذره اي از ان همه عشق من


 خواهي گشت...


اما بدان عشقم را با پول معامله كردي...


هرچقدر خواستي بگرد ،


ديگر خبري از عشق پاكم نيست...




(( نا گفته هاي من براي تو))



كپي ممنوع


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 14:43 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


اولين نگاه....



اولين لحظه اي كه تو رو ديدم قلب من فهميد،



كه اون عشقي كه من منتظرش بودم ،



تو بودي.



براي من زمان كوتاه ميشه وقتي با هم هستيم.



قشنترين خاطره ها مال ماست ؛



مثل وقتي كه تو گريه ميكني براي من ،



يا وقتي كه من ،



خسته ميشم از فراموش كردن تو....




(( حرف هاي دل ملكه))



كپي ممنوع





برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1392 ] [ 14:30 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


دلم گرفته...



دلم گرفته ،‌ به اندازه بزرگي كهكشان....!


عمريست اسمان قلبم ابريست ، ولي باران خيال باريدن ندارد...


انگار اين بغض لعنتي نميخواهد بشكند.


ديگر نمي گويم از تنهايي خود تا كسي دلش به درد ايد....


من كه خوب ميدانم كسي ديگر نمي نشيند به پاي درد دل هايم....


اينك با خود درد دل ميكنم :


تنها هستم....


تنها ميمانم ...


وبا همين تنهايي هم ميميرم...!


تا ابديت همين دستهاي غم است كه دستهاي سردم را ميگيرد.....



(( ناگفته هاي من براي تو))




كپي ممنوع

برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه دهم شهریور 1392 ] [ 14:7 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


نگاه....





نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و لحظه هاي زرد وبي صداي 

مرا ابي و ترانه باران كن.

بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من،


در هواي دلتنگي تو پرواز ك
ند...


يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد...!




((نا گفته هاي من براي تو))



كپي ممنوع

برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 13:21 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


خانه ي عشق...




من در كوچه پس كوچه هاي قلبت به دنبال خانهي عشق مي گردم.


خانه اي كه روزي مالك ان بودم ولي حالا...


نميدانم مال من است يا رقيب من؟


احساس مي كنم در هزار توي قلبت گمشده اي بيش نيستم و رقيب من ،


در اين هزار تو آسوده گام برمي دارد ؛


زيرا نخ زرين عشقت را در دست دارد.


كاش بر در قلبت يك تابلو به نام ورود به غير از خودم ممنوع ميزدم تا كسي بعد از من وارد قلبت نشود


و خانه ي عشقت تا ابد متعلق به خودم مي بود ،‌


ولي حيف كه اين كاش گفتن ها ارزويي بيش نيستند و هرگز براورده نمي شوند ؛


و تو حالا متعلق به ديگري هستي....!




(( حرف هاي دل ملكه))




كپي ممنوع



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ 22:9 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


چقدر قلبت زیباست...





روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو

 
،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

 
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، اي خورشيد  خاموش نشدنی

 
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل

 
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست

 
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت

 
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای

بي همتايت

 
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی

 
،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی

 
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم

 
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم

 
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت ميتوان يك دنيا عشق خواند

 
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را

 
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است

 
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
 
چقدر قلبت زیباست...
 
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو

 
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر

 
میخوانمت تا دلم ارام بماند.

برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه سوم شهریور 1392 ] [ 21:17 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


در پناه آغوشت.....




  آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم


آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی


 
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتي ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است


 

آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت


 
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت


 
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو


 
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو


 
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت


 
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من


 
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است


 
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم


 و هر زمان خوابش را


 
میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....


 
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام


 
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود


 
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت


 
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ،


 عشق است که من و تو را


 
نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه


 
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 ] [ 21:0 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


نامه يك پسر به دوست دخترش....


نامه یک پسر عاشق به دختر مورد علاقه اش، لطفا تا آخرشو بخوانید تا متوجه عشق پسر به دختر مورد علاقه اش شوید.

1- محبت شدیدی كه صادقانه به تو ابراز میكردم


2- دروغ و بی اساس بود و در حقیقت نفرت من نسبت به تو


3- روز به روز بیشتر می شود و هر چه بیشتر تو را می شناسم


4- به پستی و دورویی تو بیشتر پی میبرم و


5- این احساس در قلب من قوت میگیرد كه بالاخره روزی باید


6- از هم جدا شویم و دیگر من به هیچ وجه مایل نیستم كه


7- شریك زندگی تو باشم و اگرچه عمر دوستی ما همچون عمر گلهای بهار كوتاه بود اما


8- توانستم به طبیعت پست و فرومایه تو پی ببرم و


9- بسیاری از صفات ناشناخته تو بر من روشن شد و من مطمئنم


10- این خودخواهی ، حسادت و تنگ نظری تو را هیچ كس نمیتواند تحمل كند و با این وضع


11- اگر ازدواج ما سر بگیرد ، تمام عمر را


12- به پشیمانی و ندامت خواهیم گذراند . بنابراین با جدایی ازهم


13- خوشبخت خواهیم بود و این را هم بدان كه


14- از زدن این حرفها اصلا عذاب وجدان ندارم و باز هم مطمئن باش


15- این مطالب را از روی عمق احساسم مینویسم و چقدر برایم ناراحت كننده است اگر


16- باز بخواهی در صدد دوستی با من برآیی . بنابراین از تو میخواهم كه


17- جواب مرا ندهی . چون حرفهای تو تمامش


18- دروغ و تظاهر است و به هیچ وجه نمیتوان گفت كه دارای كمترین


19- عواطف ، احساسات و حرارت است و به همین سبب تصمیم گرفتم برای همیشه


20- تو و یادگار تلخ عشقت را فراموش كنم و نمتوانم قانع شوم كه


21- تو را دوست داشته باشم و شریك زندگی تو باشم .

 

و در آخر اگر میخواهی میزان علاقه مرا به خودت بفهمی از مطالب بالا فقط شماره های فرد را بخوان!!!


((اگه خوشتون اومد نظر يادتون نره))


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ چهارشنبه نهم مرداد 1392 ] [ 20:49 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


خيانت....


تو را ديدم كه روزي بر درختي تكيه دادي.

 

سرت را بر دو زانويش نهادي.

 

به قلب سنگي او تو اسوده دل بستي.

 

فرو رفتي ، گذشتي ، تو شكستي.

 

مرا دلتنگ و تنها از خود دور كردي ؛ از قلب خود برون كردي.

 

در قلب ، روح ، جسم و خانه ات را تو چه آسان بر روي قلب ، عشق و هستي من بستي.

 

سفر كردم ، سفر كردي

 

گذر كردم ، گذر كردي

 

من از سر نوشت و زندگاني ام گذر كردم و تو از من و عشق من گذر كردي.

 

كنارش لاله زاران را نگاه كردي ؛

 

و او را تو در اغوش خود خفته وخواب كردي.

 

نگاه كردم ، نگاه كردي

 

من به قاب خالي عكست و تو به چشم شب سياه او .

 

صدا كردم ، صدا كردي

 

من خدايم را و تو او را .

 

چشم تر كردم ، چشم تر كردي

 

من از گريه و تو از خنده.

 

سياه كردم سياه كردي

 

من دفترم را و تو سرنوشتم را....



(( حرف هاي دل ملكه))



كپي ممنوع


 



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 20:11 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


کجارفتند دوست دارم ها...

حالا کجا هستند آن چشم ها که روزی میگفتند دوستت دارم؟


کجا رفتند دوستت دارم ها؟!


حالا کجا هستند آن بی تابی ها؟چشم ها؟اشک ها؟


حالا وقتی تنهایی چه کسی را نوازش میکنی؟!!!


کدام نگاه را با برق نگاهت بی خواب میکنی؟


حالا کجا رفتند آن عشق ورزیدن ها


آن قول ها؟سوگندها؟


کجا رفتند دوستت دارم ها؟


حالا کدام یاد را در چشمانت خواب میبینی؟


بی قرار کدام رفتنی؟


حالا کجاست آن عشق نم دار همیشه بارانیت؟


کجاست آن شعرهای عاشقانه خواندنت؟


حالا دیگر نمیدانم بر کدام چشم میخندی


دیگر نمیدانم چه کسی سنگ صبور غم هایت است


دیگر هیچ از تو نمیدانم


دیگر هیچ از تو نمانده جز چند شعر و چند نامه و چند یاد کهنه


و راهی که میدانم دیگر هیچ گاه عابری از آن عبور نخواهد کرد


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 19:21 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


من دیگه خسته ام...

من از زندگی تو هوات خستم....


ازت خستم و باز وابستم


نگو ما کجاییم که شب بین ماست


خودم هم نمیدونم اینجا کجاست؟!


بیا،با هوای دلم سر نکن


بهت راست میگم تو باور نکن


از این فاصله سهممو کم نکن


بهت خیره میشم....نگاهم نکن

برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 20:22 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


طواف و عشق...

میان طواف خانه ات

جایی که من بودم و تو بودی و یک دنیا سکوت 

چه ناشیانه دل را باختم
 

جایی بینه صفا و مروه ات
 

دل سپردم به یک نگاه
 

دویدم و نرسیدم 

مرا به خود خواندی تا اینگونه پایبندم کنی؟
 

نمی دانم...
 

شاید هم شرط مهمان نوازیت این بود
 

من عاشق شدم
 

دل دادم
 

جایی که سنگ می زنند شیطان را تا براننش از خود
 

نگاهم شیطان شد و در پی لیلایی دوید
 

که مجنون وار مجنونم کرد
 

شیرین شد و چون فرهاد
 

که نه بیستون
 

تمام باورهایم را به تیشه ی عشق کندم
 

طواف می کنم اینبار

ضریح نگاهیی را که در طواف عشق
 

اینگونه 

عاشقم کرد...

برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ دوشنبه هفتم اسفند 1391 ] [ 9:15 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


فقط من .... فقط تو

فقط منم فقط تویی


تو این نقاب خاطره


تو این جدال من و تو


به هم رسیدن حاصله


حاصل این عشق وسیع


حاصل این چشمای تر


حاصل دلتنگی تو


حاصل بی تابی من!


فقط منم فقط تویی


تو این دو روز بی کسی


تو این فقط من و تو ها


برای من همه کسی!


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ] [ 22:25 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


چند جمله جالب

این یک قانون طلایی است: با دیگران طوری رفتار کم که دوست داری با تو رفتار شود.



صداقت همیشه بهترین سیاست است و هیچ استسنایی ندارد.



تکبر گناهی است بدون بخشش.



تمام عظمت انسان در فکر اوست.



هر روز چنان زندگی کن که گویی فردا زنده نیستی.



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 20:28 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


مرگ برگ

باد ترسید از فصل خزان


برگ ،لرزید فتاد


سنگ پرسید


چرا بوسه زدی بر دل خاک؟!


ابر بارید و گفت:


هیچ مگو


برگ ، خیس اندوه من است!


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 13:34 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


به من نگاه کن...

از تو عبور میکنم تو هم نگاه میکنی


من اشتباه میکنم تو هم گناه میکنی


ازم عبور میکنی ببین سقوط میکنم


به من نگاه کن بزن فقط سکوت میکنم


به من نگاه کن نترس من به تو مبتلا شدم


به موج میزنم ببین چه ساده ناخدا شدم


به من نگاه کن بگو کجارو زیر و رو کنم


کدوم گلایه رو بگم چه دردی ارزو کنم


به من نگاه کن برو فاصله باورم بشه


در انتظار بودنت عذاب اخرم بشه...



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ سه شنبه هفتم آذر 1391 ] [ 6:39 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


حقیقت......

هیچگاه نگاهت را فراموش نمیکنم.


نگاهی سرشار از محبت و صمیمیت.


صدایت در گوشم زمزمه میشود و نگاهت در ذهنم مجسم ،


اما.....


من تو را میخواهم نه خیالت را.



(( حرف هاي دل ملكه))




كپي ممنوع



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 6:57 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


بنویسید به دیوار سکوت:

عشق سرمایه هر انسان است، 


بنشانید به لب حرف قشنگ،


حرف بد وسوسه ی شیطان است،


و بدانید که فردا دیر است و اگر عصه بیاید امروز،


تا همیشه دلتان درگیر است ،


پس...........


بسازید رهی را که کنون ،


تا ابد سوی صداقت برود


و بکارید به هر خانه گلی که فقط بوی محبت بدهد.



برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ] [ 0:21 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


از بود...

با تو بودن همیشه پر معناست 


بی تو روحم گرفته و تنهاست 



با تو یک کاسه آب ، یک دریاست 



بی تو دردم به وسعت صحراست



من، امیدی را در خود باور ساخته ام 



تار و پودرش را، با عشق تو پرداخته ام 



مثل تابیدن مهری در دل 



مثل جوشیدن شعری از جان 



مثل بالیدن عطری در گل 



جریان خواهم یافت 



راه خواهم افتاد باز از ریشه به برگ 



باز، از "بود" به "هست" باز، از خاموشی تا فریاد !


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ دوشنبه پانزدهم آبان 1391 ] [ 23:19 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


عشق یعنی...

عشق چیزی جز ظهور مهر نیست


عشق یعنی مهر بی اما اگر


عشق یعنی رفتن با پای سر


عشق یعنی دل تپیدن بهردوست


عشق یعنی جان من قربان اوست


عشق یعنی از مستی از چشمان او


بی لب و بی جرعه بی می بی سبو


عشق یعنی عاشق بی زحمتی


عشق یعنی بوسه ی بی شهوتی


عشق یار مهربان زندگی


بادبان و نردبان زندگی


عشق یعنی دشت گلکاری شده


درکویری چشمه ای جاری شده


یک شقایق در میان دشت خار


باور امکان با یک گل بهار


در خزانی برگ ریز و سخت


عشق تاب آخرین برگ درخت


عشق یعنی روح را آراستن


بی شمار افتادن و برخاستن


عشق یعنی زشتیه زیبا شده


عشق یعنی گنگیه گویا شده


عشق یعنی ترش را شیرین کنی


عشق یعنی نیش را نوشین کنی


عشق یعنی اینکه انگوری کنی


عشق یعنی اینکه زنبوری کنی


عشق یعنی مهربانی در عمل


خلق کیفیت به کندوی عسل


عشق رنج مهربانی داشتن


زخم درک آسمانی داشتن


عشق یعنی گل به جای خار باش


پل به جای این همه دیوار باش


عشق یعنی یک نگاه آشنا


دیدن افتادگان زیر پا


زیر لب با خود ترنم داشتم


بر لب غمگین تبسم کاشتن


عشق آزادی رهایی ایمنی


عشق زیبایی زلالی روشنی


عشق یعنی تنگ بی ماهی شده


عشق یعنی ماهی راهی شده


عشق یعنی مرغ های خوش نفس


بردن آنها به بیرون قفس


عشق یعنی برگ روی ساقه ها


عشق یعنی گل به روی شاخه ها


عشق یعنی جنگل دور از تبر


دوری سرسبزی از خوف و خطر


آسمان آبی دور از غبار


چشمک یک اختر دنباله دار


در میان این همه غوغا و شر


عشق یعنی کاهش رنج بشر


هر کجا عشق آید و ساکن شود


هرچه ناممکن بود ممکن شود


در جهان هر کار خوب و ماندنی


رد پای عشق در او دیدنی .


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ دوشنبه هشتم آبان 1391 ] [ 20:35 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


عشق

همه با شنیدن کلمه ی عشق ،


قلبشان میلرزد،


گاه حتی بی انکه بدانند عشق را


با قاف باید نوشت یا با غین!



(( حرف هاي دل ملكه))



كپي ممنوع


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 21:10 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


گوسفند

گوسفندها برای رسیدن به عشقشان هیچ تلاش


نمیکنند.


اگر ان نشد ، یکی دیگر!




گوسفندها


یک نامه عاشقانه برای عشقشان نمی نویسند ،


حتی نمیتوانند عشقشان را با صدای زیبا


مورد خطاب قرار دهند.



گوسفندها تا پیش از وصال ،


ظاهرا عاشقند ، بعد از ان فارغ.


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ جمعه هفتم مهر 1391 ] [ 21:8 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


دلدار

به تبسّم... به تکلم... به دلارايي تو


به خموشي... به تماشا... به شکيبايي تو


به سخنهاي تو با لهجه شيرين سکوت


به قدمهاي تو در برکه غمگين سکوت


شبهي چند شب است آفت جانم شده است


اول نام کسي ورد زبانم شده است


در من انگار کسي در پي افکار من است


يک نفر مثل خودم عاشق ديدار من است


يک نفر ساده چنان ساده که از سادهگيش


ميتوان يک شبه پي برد به دلدادگيش


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ جمعه سوم شهریور 1391 ] [ 7:6 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


خداوند



خداوندا


که بزرگ و عظیمی


کن دلم را روشن


از ان عشق که محرومم


تا توانم معنی ان فهمم


عشق را باید اموخت


از کبوتر از ماه


تا توانست معنی ان فهمید.



(( حرف هاي دل ملكه))



كپي ممنوع


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها
[ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ] [ 15:4 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


مهراس

قوی و دلیر باش.


مترس و هراسان مباش؛


زیرا در هرکجا که بروی، خدای تو با توست.


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها, داستان, حرفاي دل, حرف هاي ناگفته, غمگين, عكس عاشقانه, مطالب عاشقانه, مطالب غمگين
[ سه شنبه سوم مرداد 1391 ] [ 6:3 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]


دانلود

در اینترنت محبت ،


کلیک میکنم روی قلبت ،


تا عشقت دانلود شود روی سایت سرنوشتم.


برچسب‌ها: دل نوشته, شعر هاي عاشقانه, شعر, نامه هاي عاشقانه, عاشقانه ها, داستان, حرفاي دل, حرف هاي ناگفته, غمگين, عكس عاشقانه, مطالب عاشقانه, مطالب غمگين
[ سه شنبه بیستم تیر 1391 ] [ 18:51 ] [ ملکه تاریکی ] [ ]